خرید بک لینک

هر چي نزديکتر ميشي...رسيدن و به آغوش کشيدنت بيشتر آرزو ميشه....

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 7:16

همين يه ساعت پيش ک تو اتوبوس بودمو داشتم دانشگاه مي اومدم؛ تو نت بودم نميدونم چي شد پرتاب شدم به لينک:پوسترهاي زيباي امام خامنه ايتعداد زيادي از پوستراي رهبري که اکثرشون همراه با خنده شون بود و من نيگاه که مي کردم يکي يکي لبخند مي اومد رو لبام و گاهي هم زير لب زمزمه: جااااااااااان ؛ قربونتون برمذهنم

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 7:16

بده ک بنده هايي داري که حاجت دارن و زورشون مياد دعا کنن


منم يکي از همونام


 


 


 


 

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 7:16

با ابنکه زهرا رو خيلي دوس دارم و نوع برخوردمون با هم ، جدا از شوخي هامون، احترامانه ست اما امشب يک آن از زهرا بدم اومدوقتي فاطمه بيتوته کرده بود و با  نجمه از جلوش رد شديم بريم واس وضو، از صوبتاش فهميدم سحري ندادن و اين درصورتي ک خيال من جمع بود ک مسول ستونمون ب زهرا گفته بود بهشون ميديم و ما و

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 7:16

با نجمه پامونو از مسجد بيرون گذاشتيم،دلم بدجور ترسيد،بدجور سنگين شد.ب زبونم اومد: اه، باز اومديم بيرون، باز اومديم تو چرکا و کثيفيا.اونجا همه چيز تميزه و اينجا کثيف


الان تازه رسيدم خونه...دلم تنگه واس همين چند لحظه هاي پيش،تو مسجد،کنار خدا :"(


دلم تنگه،براي خدا


 


 


(اعتکاف 96)

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 7:16

ديشب بازم سراغم اومدي... بازم خواستي زورتو ب رخم بکشي...بازم صدامو بريدي،چهرمو درهم کردي و زانو هامو خم، تا اينکه بازم زمينم زدي...بازم اشکمو دراوردي...بازم اينقدر ب سينم فشار اوردي تا مجبورشدم چنگ بندازم و مچالت کنم ک اروم بگيري...بابا اصلا تو پهلووني... من که گفتم: دل من، مرديه واس خودش...


پس نامردي نکن،ضعيف کشي نکني


باهام مدارا کن، مدارا کن که من هنوز "حسين" ع نديده ام......


 


 


( اذيتم نکن)

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 3:18

نميدونم چطور ب من اعتماد مي کنه و ي سري چيزا رو ميگه با اينکه هربار از من پرسيده چته؟ فقط اشکامو ديده و سکوت اما امروز از مشکلش گفت... کامل گفت...


هنوز حالم بده


حالم بده واس حالش؛ که ميگه خوبم اما محاله خودتو جاش بزاري و حال خوب واست بمونه


 


 


 


 


 


 


(چقدر بده که فقط مي تونم بغض کنم و گريه...کاري ازم بر نمياد و اين، خفه کنندس)

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 3:18

آدمايي که تو زندگيت هستن يا پيدا ميشن که کنار مي کشنت و ميگن:نکن- فلان کارو نکن-من تجربه کردم پس نکن-نکن عزيزم-نکن جانم-نکن مومن-نکن ادم-نکن بشر--گوشتو مي پيچونم حتي اگه ازم ناراحت بشي اما نمي زارم تجربه اشتباه داشته باشياينا خيلي شريفن؛تجربه هاشونو بدون هيچ چشمداشت در اختيارت قرار مي دن تا تويم زمي

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 3:18

با همه جون واسش دعا کنم، حال دلش خوب مي شه خدا¿¿¿


با همه جون


با همه اضطراري ک خود گفتي


 


 


(حال تو خوب نيست و دستان من، خالي)


 

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 3:18

قراره بازم مهربوني کني


همه جا پر از عطر بارون شده...


 

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 3:18

صفحه بندی